آنچه برای آزمون باید بدانید
- در 5 ژوئن 1849 فردریک هفتم قانون اساسی پادشاهی دانمارک را امضا کرد – سلطنت مطلقه برچیده شد.
- در سال 1864 دانمارک در جنگ دوم شلسویگ شکست خورد و ناچار شد شلسویگ، هولشتاین و لاونبورگ را واگذار کند.
- نبرد دوبل (Dybbøl) در 18 آوریل 1864 شکست سرنوشتساز دانمارک بود.
- زنان در سال 1908 حق رأی در انتخابات شوراهای محلی و شهری و با اصلاح قانون اساسی در سال 1915 حق رأی برای Rigsdagen (پارلمان آن زمان دانمارک) به دست آوردند.
- هند غربی دانمارک در سال 1917 به بهای 25 میلیون دلار به آمریکا فروخته شد.
- با همهپرسیهای سال 1920، شلسویگ شمالی (یولند جنوبی) دوباره به دانمارک پیوست.
- دانمارک از 9 آوریل 1940 تا 5 مه 1945 در اشغال آلمان بود.
- در اکتبر 1943 به بیش از 7.000 یهودی دانمارکی برای رسیدن به سوئد کمک شد.
قانون اساسی 1849: دانمارک دموکراسی میشود
در مارس 1848 طبقهٔ شهرنشین کپنهاگ از پادشاه، فردریک هفتم، خواست که یک قانون اساسی آزاد برقرار کند. پادشاه این خواسته را پذیرفت، سلطنت مطلقه را برچید و خود را پادشاه مشروطه اعلام کرد – پادشاهی که بر پایهٔ یک قانون اساسی و در همکاری با مردم حکومت میکند. او در 5 ژوئن 1849 قانون اساسی پادشاهی دانمارک، نخستین قانون اساسی آزاد کشور، را امضا کرد.
با این قانون اساسی، دانمارک صاحب پارلمانی به نام Rigsdagen شد با دو مجلس: Folketinget و Landstinget. مردان بالای 30 سال میتوانستند رأی بدهند، در حالی که نه زنان و نه تهیدستان حق رأی، یعنی حق شرکت در رأیگیری، نداشتند. با این همه، این قانون اساسی برای زمان خود بسیار دموکراتیک بود. دربارهٔ دورهٔ پیش از 1849 در تاریخ دانمارک پیش از 1849 و دربارهٔ قانون اساسی امروز در قانون اساسی و حقوق بیشتر بخوانید.
جنگهای شلسویگ و شکست سال 1864
پادشاهی دانمارک در میانهٔ سدهٔ نوزدهم از خودِ دانمارک و دو دوکنشین شلسویگ و هولشتاین تشکیل میشد. تنش میان هواداران دانمارک و هواداران آلمان در سالهای 1848-50 جنگی داخلی برانگیخت، جنگ سهساله (جنگ اول شلسویگ)، که دانمارک در آن پیروز شد.
هنگامی که دانمارک در سال 1863 قانون اساسی مشترکی برای دانمارک و شلسویگ – اما نه برای هولشتاین – تصویب کرد، پروس و اتریش در فوریهٔ 1864 اعلان جنگ دادند. ارتش دانمارک ناچار شد استحکامات دانهویرکه (Dannevirke) را رها کند و در 18 آوریل 1864 پروسیها به مواضع دانمارک در دوبل نزدیک سوندربورگ یورش بردند. دانمارک در جنگ شکست خورد و ناچار شد شلسویگ، هولشتاین و دوکنشین کوچک لاونبورگ را واگذار کند. پادشاه حدود دوپنجم جمعیت و یکسوم قلمرو خود را از دست داد. این شکست دانمارک را به کشوری کوچک بدل کرد که از آن پس سیاست بیطرفی سختگیرانهای در پیش گرفت.
صنعتی شدن و جنبشهای نو (1864-1914)
در نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم، صنعتی شدن در دانمارک فراگیر شد. بسیاری از روستاها به شهرها کوچیدند و گروه اجتماعی تازهای از کارگران پدید آمد. جنبش کارگری خواستار دستمزد و شرایط کاری بهتر بود و در سال 1899 کشمکشی دراز با سازش سپتامبر (Septemberforliget) پایان یافت که هنوز هم بنیاد توافقهای بازار کار دانمارک است. در سال 1901 تغییر نظام (Systemskiftet) رخ داد و اصل پارلمانی برقرار شد: هیچ دولتی نباید اکثریتی از Folketinget را در برابر خود داشته باشد. بیشتر بخوانید در دموکراسی و حاکمیت مردم.
جنبش تعاونی
هنگامی که بهای غلات در دههٔ 1870 سقوط کرد، کشاورزان دانمارکی به تولید دامی، بهویژه کره و گوشت خوک (بیکن)، روی آوردند که به بریتانیا فروخته میشد. کشاورزان در جنبش تعاونی (andelsbevægelsen) گرد هم آمدند و کارخانههای تعاونی لبنیات، کشتارگاههای تعاونی و فروشگاههای تعاونی برپا کردند که در آنها در خرید و تولید همکاری میکردند. یک اصل بنیادین این بود که رأی به «سرِ آدمها، نه رأس دامها» داده میشد – هر عضو یک رأی داشت، هر چند دام هم که داشت. اصول دموکراتیک جنبش تعاونی تأثیر بزرگی بر جامعهٔ مدرن دانمارک گذاشته است.
زنان حق رأی میگیرند
مبارزه برای برابری زن و مرد در پایان سدهٔ نوزدهم شتاب گرفت، از جمله با انجمن Dansk Kvindesamfund (جامعهٔ زنان دانمارک) از سال 1871. در سال 1903 زنان حق رأی در انتخابات شوراهای کلیسایی و از 1908 حق رأی در انتخابات شوراهای محلی و شهری یافتند. با اصلاح قانون اساسی در 1915 – که در 1918 اجرایی شد – زنان حق رأی برای هر دو مجلس Rigsdagen به دست آوردند. دانمارک از نخستین کشورهای جهان بود که حق رأی زنان در انتخابات پارلمانی را برقرار کرد.
جنگ جهانی، هند غربی دانمارک و بازپیوستن
دانمارک در جنگ جهانی اول (1914-18) بیطرف بود، اما حدود 6.000 نفر از مردم هوادار دانمارک در یولند جنوبی در خدمت نظامی آلمان جان باختند، زیرا پس از 1864 شهروند آلمان شده بودند. آمریکا میترسید آلمان هند غربی دانمارک را اشغال کند و پس از یک همهپرسی در دانمارک، جزیرههای سنت توماس، سنت کروا و سنت جان در سال 1917 به بهای 25 میلیون دلار به آمریکا فروخته شدند. در برابر، آمریکا به رسمیت شناخت که گرینلند به دانمارک تعلق دارد.
آلمان در جنگ جهانی شکست خورد و در سال 1920 مردم شلسویگ در دو همهپرسی دربارهٔ تعلق سرزمینی خود رأی دادند. در شلسویگ شمالی اکثریتی بزرگ در فوریهٔ 1920 به دانمارک رأی داد، در حالی که شلسویگ میانی با شهر فلنسبورگ در مارس رأی داد که زیر حاکمیت آلمان بماند. در 15 ژوئن 1920 مرز به جای کنونی خود در جنوب جابهجا شد و بازگشت یولند جنوبی بازپیوستن (Genforeningen) نامیده میشود. اندکی پیش از آن، اختلاف بر سر مرز بحران عید پاک (Påskekrisen) را برانگیخت که در آن کریستیان دهم دولت را برکنار کرد. از آن بحران به بعد، نهاد سلطنت دیگر مستقیماً در سیاست دخالت نکرده است.
اشغال 1940-45
در 9 آوریل 1940 دانمارک مورد حمله قرار گرفت و به اشغال آلمان درآمد. مقاومت نظامی تنها چند ساعت دوام آورد. دولت و پادشاه به کار خود ادامه دادند و دانمارک برای سبکتر کردن شرایط اشغال، سیاست همکاری با نیروی اشغالگر در پیش گرفت. در اوت 1943 اعتصابهای بزرگی در چند شهر رخ داد و هنگامی که دولت در 29 اوت 1943 خواستههای آلمان را رد کرد و استعفای خود را تقدیم داشت، سیاست همکاری پایان یافت. در سپتامبر 1943 شورای آزادی (Frihedsrådet) بنیاد نهاده شد – کمیتهای زیرزمینی که در آن رهبران جنبشهای مقاومت، مبارزه با نیروی اشغالگر آلمانی را هماهنگ میکردند.
نجات یهودیان در اکتبر 1943
در سال 1940 حدود 8.000 یهودی در دانمارک زندگی میکردند. هنگامی که آلمانیها در اکتبر 1943 کوشیدند آنها را بازداشت کنند، بیش از 7.000 نفر با کمک هممیهنان دانمارکی به سوئد رسیدند. با این حال نزدیک به 500 یهودی دانمارکی به اردوگاههای کار اجباری در آلمان فرستاده شدند. در مقایسه با دیگر کشورهای اروپا، سهم بسیار بزرگی از یهودیان دانمارک از نسلکشی هولوکاست جان به در بردند.
آزادسازی در 5 مه 1945
در 5 مه 1945 دانمارک رسماً به دست نیروهای بریتانیایی آزاد شد. اما در جزیرهٔ بورنهولم آلمانیها از تسلیم سر باز زدند و جزیره مورد حملهٔ نیروهای شوروی قرار گرفت که تا بهار 1946 در آنجا ماندند. در مجموع حدود 7.000 دانمارکی در جنگ جهانی دوم کشته شدند. ادامه را در دانمارک پس از 1945، در واژهنامه و در راهنمای آزمون تابعیت 2026 بخوانید.