آنچه برای آزمون باید بدانید
- پرسشهای 41-45 آزمون تابعیت دربارهٔ ارزشهای دانمارکی است و جداگانه شمرده میشود: برای قبولی باید دستکم 4 پاسخ از این 5 پرسش درست باشد.
- برابری زن و مرد یکی از ارزشهای بنیادین جامعهٔ دانمارک است. زنان در سال 1915 حق رأی برای Rigsdagen (پارلمان آن زمان) یافتند و در سال 1976 Folketinget (پارلمان دانمارک) قانون دستمزد برابر برای کار برابر را تصویب کرد.
- آزادی بیان حق انتقاد از صاحبان قدرت، نهادهای عمومی و مراجع دینی را میدهد – و Grundloven (قانون اساسی دانمارک) سانسور را ممنوع میکند.
- آزادی دین از سال 1849 در Grundloven آمده است: همه میتوانند آزادانه دینی را به جا آورند، دین عوض کنند یا اصلاً دینی نداشته باشند.
- آزادی انجمن و آزادی تجمع وجود دارد: میتوان بدون تأیید پیشاپیش دولت، انجمن ساخت و گردهمایی و تظاهرات برگزار کرد.
- در 18 سالگی انسان به سن قانونی میرسد و خودش دربارهٔ زندگیاش تصمیم میگیرد – از جمله تحصیل، همسر و شریک عاطفی. ازدواج اجباری جرم است.
- هر دو همسر حق جدایی (separation) و طلاق دارند. زوجهای همجنس از سال 2012 میتوانند ازدواج کنند.
- Grundloven تبعیض در حقوق شهروندان به دلیل دین یا تبار را ممنوع میکند – همه در برابر قانون برابرند.
موضوعی ویژه: پرسشهای 41-45
ارزشهای دانمارکی تنها موضوع آزمون تابعیت است که شرط قبولی جداگانه دارد. افزون بر شرط دستکم 36 پاسخ درست در کل آزمون، باید به دستکم 4 از 5 پرسش ارزشها (پرسشهای 41-45) درست پاسخ دهید. یعنی میتوانید تنها به خاطر همین موضوع در کل آزمون رد شوید، حتی اگر بقیهٔ آزمون خوب پیش برود. این قانون و نمونههای محاسبه در راهنمای پرسشهای ارزشها بهتفصیل توضیح داده شده است.
خبر خوب این است که این موضوع محدودهای روشن دارد. پرسشها دربارهٔ ارزشهای بنیادینی است که مواد درسی توصیف میکند: آزادیهای اساسی در قانون اساسی، برابری زن و مرد، زندگی خانوادگی و برابری در برابر قانون. همینها را در اینجا مرور میکنیم.
برابری زن و مرد
برابری میان مردان و زنان امروزه یکی از ارزشهای بنیادین جامعهٔ دانمارک است. مردان و زنان در زندگی سیاسی و اقتصادی و در زندگی خانوادگی حقوق یکسان دارند – برای نمونه حق تشکیل خانواده و حق طلاق.
همیشه چنین نبوده است. با اصلاح قانون اساسی در سال 1915 زنان دانمارکی حق رأی برای Rigsdagen یافتند و امروز زنان و مردان بیگمان حق رأی یکسان دارند. در سال 1976 Folketinget – به خواست EF، اتحادیهٔ اروپای امروزی – قانون دستمزد برابر برای کار برابر را تصویب کرد. با این حال در عمل هنوز تفاوتهایی هست، از جمله در دستمزد و در تقسیم مرخصی والدین که زنان همچنان بخش بزرگتر آن را میگیرند.
آزادیهای اساسی: بیان، دین و انجمن
Grundloven شماری از آزادیهای اساسی را پاس میدارد که دولت باید به آنها احترام بگذارد. این آزادیها پیششرطهای حیاتی دموکراسیاند و در پرسشهای ارزشها جای بزرگی دارند. دربارهٔ آنها در صفحهٔ قانون اساسی و حقوق بیشتر بخوانید.
آزادی بیان
آزادی بیان حق بیان آزادانهٔ دیدگاههای خود است. این آزادی حق انتقاد، به چالش کشیدن و طرح پرسشهای انتقادی از صاحبان قدرت، نهادهای عمومی و مراجع دینی را در بر میگیرد. Grundloven سانسور را ممنوع میکند: دولت نمیتواند بخواهد کتابها و روزنامهها پیش از انتشار تأیید شوند.
این آزادی با مسئولیت همراه است. انسان میتواند به خاطر توهین و افترا (لطمه زدن به آبروی دیگران) یا دعوت علنی به ارتکاب جرم مجازات شود. اما مرزها گستردهاند و تنها دادگاهها میتوانند تشخیص دهند که آیا از آنها فراتر رفته شده است یا نه.
آزادی دین
آزادی دین از سال 1849 در Grundloven آمده است. معنای آن این است که هر شهروندی میتواند دینی را که میخواهد به جا آورد، آزادانه دین خود را عوض کند – یا اصلاً دیندار نباشد. همهٔ شهروندان از حقوق مدنی و سیاسی یکسان برخوردارند، چه این دین را داشته باشند، چه آن دین را و چه هیچ دینی نداشته باشند. تنها پادشاه مشمول این آزادی نیست: Grundloven لازم میداند که پادشاه به کلیسای اونجلیکال-لوتری تعلق داشته باشد.
آزادی انجمن و تجمع
آزادی انجمن حق ساختن انجمن و عضویت در آن است – بدون آنکه دولت پیشاپیش آن را تأیید کند. در بازار کار این آزادی به این معناست که کارفرما نه میتواند کارمندی را به این دلیل اخراج کند که عضو اتحادیهٔ صنفی است و نه به این دلیل که نیست. تنها دادگاهها میتوانند انجمنی را منحل کنند که بخواهد با خشونت یا راههای غیرقانونی دیگر به هدفهایش برسد. آزادی تجمع یعنی شهروندان میتوانند بدون تأیید پیشاپیش، گردهمایی و تظاهرات برگزار کنند. دربارهٔ نقش اتحادیههای صنفی در صفحهٔ بازار کار بیشتر بخوانید.
خانواده، ازدواج و حق تصمیمگیری جوانان
سن قانونی در دانمارک 18 سال است. جوانان وقتی 18 ساله میشوند و به سن قانونی میرسند، آزادانه میتوانند برگزینند که چگونه و با چه کسی زندگی کنند. پدر و مادر نمیتوانند تعیین کنند که جوان چه رشتهای بخواند، چه کسی را بهعنوان شریک عاطفی داشته باشد یا با چه کسی ازدواج کند.
ازدواج تنها داوطلبانه بسته میشود و تلاش برای واداشتن کسی به ازدواجی که خودش نمیخواهد، جرم است. همسری که – چه زن و چه مرد – نخواهد ازدواج را ادامه دهد، حق جدایی (separation) به مدت شش ماه و پس از آن حق طلاق دارد. اگر زوج همنظر باشند، میتوانند بیدرنگ طلاق بگیرند.
دانمارک میکوشد همجنسگرایان همان حقوق و تکالیفی را داشته باشند که همهٔ افراد دیگر دارند. در سال 1989 دانمارک نخستین کشور جهان شد که «مشارکت ثبتشده» برای زوجهای همجنس را برقرار کرد و از سال 2012 زوجهای همجنس میتوانند ازدواج کنند – از جمله در folkekirken (کلیسای ملی دانمارک). از سال 2010 نیز میتوانند فرزندخوانده بپذیرند.
برابری در برابر قانون و مشارکت دموکراتیک
Grundloven تصریح میکند که به دلیل دین یا تبار نمیتوان در حقوق یا تکالیف شهروندان تفاوت گذاشت. تبعیض – یعنی رفتار بدتر با انسانها به دلیل مثلاً دین، رنگ پوست، جنسیت یا گرایش جنسی – غیرقانونی است و جرمهایی که به چنین انگیزههایی انجام شوند (جرمهای نفرتمحور) میتوانند مجازاتی بهویژه سنگین داشته باشند.
مشارکت دموکراتیک هم از این ارزشهاست. رایجترین فعالیت دموکراتیک، رأی دادن در انتخابات است: میزان مشارکت در انتخابات Folketinget از سال 2000 بهطور میانگین 86 درصد بوده است. زندگی انجمنی برای بسیاری همچون تمرینی برای دموکراسی است که در آن استدلالها را میآزمایند، سازش میکنند و به پیشنهادها رأی میدهند. بیشتر بخوانید در صفحهٔ دموکراسی و حاکمیت مردم – و واژههای دشوار را در واژهنامه جستوجو کنید.